ژاپنی ها اشتباه می کنند؛ اوتاکو معتاد نیست، اوتاکو عاشق است!

من واقعا تو فاز اینا موندم

دوشنبه 1 مرداد 1397 02:40 ق.ظ

Writer : YATO
من تو فاز این این سازنده ها موندم میان شخصیت دلبرانه می سازن می گذارن تو فیامشون بعد این بلا ها رو سرش میارن :/ 
1 : یه بار داشتم فیلم فاینال فانتزی شمشیر اژدها رو می نگریدم عاشق یه شوالیه پسر شدم پسر که نگو انگاری فرشته بود دعا می کردم نمیره یا اتفاقی براش نیفته که دو دقیقه بعد توی جنگ که معلوم شد نصف شوالیه ها جاسوسن و با دشمنان مبارزه کرد و جنگ شد بین شوالیه ها و شورشی ها و دشمنا و اژدها ها بعد این شخصیت که وارد شد مونده بود اینجا چه خبره که یهو یکی از پشت سر با چاقو کشتش گریه کردم به خاطرش بعد یکم دیگه فهمیدم دوباره زندس داشتم بال در می اوردم که یه اژدها پرتش کرد و مرد نفهمیدم چی شد همینجور مونده بودم و آخر فیلم معلوم شد زندس ولی چه زنده ای وقتی معلوم شد جاسوس بوده و خودش جز دشمنا بوده و چند شوالیه بی گناه رو کشت و بعد هم که دنبال قدرت بود انگشتر پادشاه رو بعد از کشتن یه شوالیه زن به دستش اورد و انگشتر سحر آمیز رو به دست کرد و چون لایقش نبود خاکستر شد :/ .
2 : یه بار عاشق لوکی برادر ثور شدم که اودین جانشینی رو داد به ثور و حتی لوکی رو نکرد یه خدمتکار به ثور احترام می گذاشت برای لوکی اندازه سگی هم ارزش قاعل نبود اودین پدرشون تبعیضی بین دو پسرش قرار داده بود لوکی حسودیش نمی اومد ولی غصه می خورد که حداقل اینا برادرن در یک حد باشن تا فهمید پسر اودین و برادر ثور نیست و پسر یه غوله که با جادو انسان شده و پدرش یه غوله بعد پدر اصلیش به ازگارد حمله کرد و خواست که اودین رو بکشه لوکی پدر خودشو گشت و اودین رو نجات داد بعد از بالای یک کوه که داشتن می افتادن ثور به اودین گفت اون مایه افتخار ماست به خاطر تو از عزیز ترین فرد خودش گشت اما اودین لعنتی گفت نه لوکی و بعد لوکی افتاد و مرد اما توی دوش فهمیدم افتاده توی یک سیاهچاله و به سیاره ای دیگه پرت شده و زندس و دوباره توی جنگ پوکید اما از اونجایی که لوکی قدرت این رو داره که می تونه مثل خودش صد تا کپی بسازه در سه اش فهمیدیم که اون یه کپی بوده و خودش در زمان جنگ شبیه اودین بوده و روی تخت سلطنت بوده و اودین مرده و بعدش هلا خواهرشون که قصد کل نابودی دنیا رو داشت لوکی جانشو فدا کرد و هلا رو کشت اما بعدا دوباره فهمیدیم زنده مونده و در نهایت توی اونجرز ۳ دیگه واقعا گردنش شکست و مرد اول باورم نشد چون اولین باری نبود که می مرد فکر کردم زندس اما دیگه واقعا مرد هر دفعه هم براش گریه می کردم .
3 : یه بار هم عاشق لولوش شدم که توی قسمت ۲۵ فصل ۲ خدا رحمتش کنه اونم مرد :/ .
4 : یه بار هم عاشق ال شدم توی انیمه دفترچه مرگ چون علاقه زیادی به کاراگاهی دارم که اون هم مرد  .
5 و اونجرز که دیگه شورشو در اورد و هر چقدر تونست آدم کشت . ﻫﺎﯾﻤﺪﺍﻝ ، لوکی ، گامورا ، اعضای بلک اوردر ، ابونی ماو ، مرد آهنی ، دکتر استرنج ، کال اوبسیدین ، پرکسیما میدنایت ، کورویوس گلیو ، ویژن ، سرباز زمستان، پلنگ سیاه، گروت، جادوگر سرخ، شاهین، مانتیس، دراکس، استار-لرد، دکتر استرنج، مرد عنکبوتی، ماریا هیل ، نیک فیوری و تمامشون مردن که ده نفرشون هم از عشق های من بود :/ .
6 : و برادر جادوگر سرخ هم که به خاطر جون یک بچه توی اونجرز کشته شد :/ .
بازم بگم : :/ ...
ولش من بخواهم همه رو بگم تا فردا طول خواهد کشید .
من نمیدونم این لعنتیا چرا با احساسات ما بازی می کنن شخصیت دلبرانه می گزارن بعد این بلا ها رو به سرش می اورن آخه مگه ما دیگه چقدر می تونیم دَووم بیارم ؟ 




Comments : :/
Edit: دوشنبه 1 مرداد 1397 01:20 ب.ظ